مادرانه

مادرانه

رفتار پرخاشگرانه در کودکان تقریباً خیلی زود بین نوزادی تا یک سال و نیمگی با ضربه ، لگد زدن ، فشار دادن و گاز گرفتن شروع می شود با بزرگ تر شدن و شروع به صحبت کردن ؛ پرخاشگری کلامی از حدود سال های پیش دبستانی شروع می شود و این روند در نوجوانی و بزرگسالی به پرخاشگری در ارتباطات - به روشی رایج برای آزار و اذیت تبدیل می شود. چرا برخی کودکان پرخاشگر هستند و چه چیزی باعث می شود اینگونه رفتار کنند؟ نوزادان و کودکان نو پا هنگام عصبانیت یا ترس ، شروع به ضربه و گاز گرفتن می کنند چرا که وسیله دیگری برای ابراز خود یا کنترل پاسخ های عاطفی خود ندارند با بزرگتر شدن شروع به برقراری ارتباط کلامی می کنند و بهنگام ناراحتی قادر به کنترل خود هستند. زمانی که کودکان بتوانند افکار دیگران را استدلال کنند ( آنچه محققان نظریه ذهن می نامند) - بهتر می توانند پیش بینی کنند که چگونه عملکردشان ممکن است بر شخص دیگری تأثیر بگذارد. البته کودکان تا قبل از 5 سالگی قادر به استدلال در مورد ذهن و افکار دیگران نیستند اما پرخاشگری رابطه ای در اوایل کودکی نیز به شکل های بسیار ساده وجود دارد: گفتن چیزی مثل "من با شما بازی نمی کنم مگر اینکه تو آن اسباب بازی را به من بدهی" قلدری رفتار قلدری رفتار پرخاشگرانه ای است و جایی اتفاق می افتد که فرد قلدر نسبت به قربانی قدرت بیشتری دارد این اتفاق می تواند در مدرسه ، زمین بازی و درعصر حاضر در اینترنت رخ دهد در واقع جایی که نوجوانان مشغول ایجاد متن یا Post در رسانه های اجتماعی و بازی های آنلاین هستند بیشتر و بیشتر در معرض حمله سایبری یا ارسال محتوای مضر در اینترنت نسبت به شخص دیگری قرار می گیرند طی 20 سال گذشته میزان زورگیری جسمی کاهش یافته اما حمله به فضای سایبری رواج بیشتری پیدا کرده است. در گذشته تصور می شد كه قلدری ریشه در مشكلات روان شناختی دارد اما معمولاً اینگونه نیست چرا که بسیاری از زورگویان تمایل به محبوبیت داشته و درک عاطفی خوبی نیز دارند درحقیقت در حالی که واکنش تهاجمی به دیگران با درک عاطفی پایین مرتبط است رفتار پرخاشگرانه با درک عاطفی بهتری همراه است. پرخاشگری همیشه جسمی نیست و گاهی اوقات ابتکاری ترین روش ها برای آسیب رساندن به دیگران جنبه روحی و روانی دارد. نحوه برخورد با قلدری رفتار پرخاشگرانه می تواند حاصل تجربه آموخته شده قبلی باشد اینکه : رفتار مردم عموما خصمانه است و قصد آسیب رساندن دارند. کودک با این نوع نگرش ممکن است در تعاملات اجتماعی که منجر به بروز حادثه ای می شود بیش از حد واکنش نشان دهد. کودکانی که تنبیه بدنی را تجربه کرده اند نیز تمایل به پرخاشگری بیشتری دارند زیرا می آموزند که رفتار پرخاشگرانه یک راه حل معقول برای انجام تخلف است. شاید به همین دلیل ، بچه هایی که مورد آزارو اذیت واقع می شوند خودشان اغلب قلدری می کنند. انجام اقدامات لازم برای جلوگیری از قلدری یا کمک به کودکان در کنار آمدن با رفتار قلدری بسیار مهم است زیرا کودکانی که مورد آزار و اذیت قرار می گیرند بیشتر در معرض مشکلات عاطفی مانند اضطراب و افسردگی هستند و در مدرسه نیز ضعیف تر عمل می کنند. نکته مهم این است که در اکثر قریب به اتفاق حوادث قلدری ، افراد دیگری نیز حضور دارند که شاهد وقوع رویداد هستند و متأسفانه به جای متوقف کردن آن به گونه ای عمل می کنند که رفتار پرخاشگرانه را تشویق می کند. علاوه بر این ها ، زورگویی در مدرسه بیشتر هنگامی دیده می شود که پاسخ معلم نسبت به درگیری ، نامناسب باشد یا روابط ضعیفی بین معلم و دانش آموز وجود داشته باشد بنابراین مداخله با هدف تغییر اوضاع در مدرسه برای تغییر هنجارها در مورد زورگویی ، ضروریست. در سطح فردی ، صحبت کردن با کودکان در مورد زورگویی بسیار مهم است همچنین تشویق آنها برای گزارش در صورت مشاهده اتفاق برای همسالان میتواند گام موثری باشد. ارتقاء همدلی نیز می تواند کمک کننده باشد چراکه وقتی می بینند شخص دیگری مورد آزار و اذیت قرار گرفته مداخله می کنند. والدینی که در مورد احساسات خود با بچه ها صحبت می کنند کودکانشان از همدلی بالاتری برخوردارند و رفتارهای مناسب تری با هنجارهای اجتماعی دارند. و در پایان ، آموزش به کودکان برای مهربان بودن با یکدیگر ؛ ممکن است در مثبت تر کردن تعاملات اجتماعی مفید باشد. منبع:psychology today خانم زهره عابدینی (کارشناس ارشد روان شناسی و آموزش کودکان استثنایی)

1399/09/06
|
14:20
ارسال نظر شما

کاربر گرامی، جهت نوشتن پیام ضروریست که به حساب خود در سایت مامایی نوین ماما وارد شوید، قبل از ثبت نام و ورود به سایت نمی توانید پیامتان را ارسال کنید